على اصغر حلبى
108
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
رجال مرجئه . چنان كه گفتيم از رجال اين فرقه ، اطّلاع موثّقى در دست نداريم . امّا ابن قتيبه ، زمانى كه از مرجئه سخن مىدارد ، از اشخاص زيادى نام مىبرد كه ما نام آنها را در زير يادداشت مىكنيم : ابراهيم تيمى ، عمرو بن مرّه ؛ ذرّ همدانى ( يا ابو ذرّ همدانى ) ؛ طلق بن حبيب ؛ حمّاد بن ابى سليمان ؛ ابو حنيفه نعمان بن ثابت معروف به « صاحب الرأي » ؛ عبد العزيز بن ابى دؤاد و پسرش عبد الحميد ؛ خارجة بن مصعب ؛ عمرو بن قيس الماصر ؛ ابو معاويه محمد بن حازم تيمى ضرير ( وفات 150 ه . ق ) « 1 » ؛ يحيى بن زكريا بن ابى زائده ، ابو يوسف ؛ محمد بن حسن ( از ياران ابو حنيفه ) ؛ محمد بن سائب ، و مسعر بن كدام . در كتب اديان و مذاهب و همين طور در تفاسير اسلامى ، « مرجئه » بويژه از اين نظر دنبال شده و مورد انتقاد قرار گرفتهاند كه معتقد بودهاند كه « ايمان افزوده و كاسته نمىشود » . و اين عقيده با بسيارى از آيات قرآنى مخالفت دارد از جمله اين آيه ( هود ، 11 / آيهء 114 ) « إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ » نيكوكاريها بدكاريها را از ميان مىبرند ؛ و اين آيه كه مىگويد ( فرقان ، 25 / آيهء 70 ) « فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ » اين گروه كسانى هستند كه خداى تعالى بدكاريهاى ايشان را به نيكوكارى مبدّل مىسازد . ميبدى در شرح آيهء « فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً » مىنويسد : « آيه ، دليل است كه در ايمان زيادت و نقصان آيد ، و اين ردّ مرجيان است كه ايشان گويند ( ايمان نيفزايد و نكاهد ) ، كه به نزديك ايشان [ ايمان ] گفتنى مجرّد و عقدى [ خالى ] است بىاعمال و بىاكتساب طاعات ؛ تا « 2 » اگر كسى به زبان بگويد و به دل بداند كه اللّه موجود است ، و آنگه هيچ طاعت ديگر نكند و محظورات شرع به كار آرد « 3 » ايشان گويند او مؤمن است و ولى خداى و مستوجب بهشت . و آنگاه تفاضل و تفاوت در ميان مؤمنان نبينند و در طاعت و معصيت اثر زيادت و نقصان بر ايمان اعتقاد ندارند [ و حال آنكه ] منصوصات قرآن و اخبار و آثار و ظواهر آن دلالت مىكند بر بطلان اعتقاد و خبث مقالت ايشان . . . مانند أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ ( ص ، 38 ، آيهء 28 ) . لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ . . . » « 4 » ( نساء ، 4 / آيهء 95 ) . * * * در كتب ملل و نحل ، مرجئه را چهار صنف ياد كردهاند : مرجئه خوارج ، مرجئهء قدريّه ،
--> ( 1 ) . ابن قتيبه ، المعارف ، 510 ، ثروت عكاشه . ( 2 ) . تا - چنان كه ، به نحوى كه . ( 3 ) . به كار آرد - انجام دهد ، عمل كند . ( 4 ) . كشف الاسرار ، 2 / 351 ، دانشگاه تهران .